ایشان در این زمینه سخنی ارزش مند و گویا داردفانّ الاخلاق المذمومة فی القلب هی مغارس المعاصی )یعنی وجود اخلاق ناپسند در انسان به منزله باغ و کشت زاری از تمام گناهان است
منظور این است که انسان متکبر هیچ گاه در حد کبر باقی نمی ماند یا حسود به هیج وجه به حسادت بسنده نمی کند پس هر کدام از این صفات به تنهایی می تواند سایر رذایل روحی و اخلاقی را در پی داشته باشد
ایشان در ادامه می فرماید:
فمن لم یطهر قلبه منها لم تتمَّ له الطّاعات الظاهرة(1)
تا هنگامی که قلب انسان از همه این صفات رذیله پاک نشود عبادات ظاهری برای او سودی نخواهد داشت .
ایشان در ادامه می فرماید
:ثم اذا تخلت عن مساوی الاخلاق و تحَلَّت بمعالیها علی الترتیب العلمی استعدَّت لِقبولِ الفیض من ربّ الارباب (2)زمانی که انسان خودش را از اخلاق فاسد خالی کرد و به اخلاق عالی به حسب مراتب علمی آن آراسته شد آمادگی پذیرش فیض از خداوند رب الارباب را خواهد یافت آری تا زمینی از تمام آفات پاک نشود بذر هیچ گیاهی در آن به عمل نخواهد آمد و انتظار هیچ حاصلی را از آن نمی توان داشت
زمینِ شوره سنبل برنیارد /در او تخم عمل ضایع مگردان
پی نوشت:
1-جامع السعادات ج1 ص10
2- همان ص
11

منبع  ذی طوی