« الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله

اجمعین؛خداوند به راستی سخن گفته،که فرمود:« سرانجام

کارکسانی که مرتکب کارهای زشت و گناه شدند،به آنجا

رسید که آیات الهی را تکذیب کرده و مسخره نمودند(1)

   ای یزید! آیا تو گمان می کنی که اگر زمین و آسمان

را بر ما تنگ بگیری و ما را مثل کنیزان اسیر کنی،ما

را نزد خدا خوار کرده ای ئ برای تو کرامتی است و این

نشان دهنده ی عظمت تو در نزد خداوند است؟ و به این

خاطر مغرور شده ای و دنیا را به کام خود می بینی؟ در

حالی که این منصب حق ماست؟!

   پس آرام باش و صبر کن! آیا گفته ی خدای تعالی را

فراموش کرده ای که : « آنان که راه کفر را در پیش

گرفتند،گمان نبرند مهلتی که به ایشان داده ایم،به نفع

و سود آن هاست،این مهلت فقط به منظور آن است که بار

گناهشان سنگین تر و بیشتر شود و عذابی دردناک برای آن

ها مهیا کرده ایم(2)

   ای فرزند آزاد شدگان ] یابن الطلقاء[! تو بانوان

و کنیزانت را در پس پرده قرار داده ای ،در حالی که

دختران رسول خدا(ص) در مقابل همگان قرار دادند.حرمت

ایشان هتک شده و با صورت های باز،آن ها را شهر به

شهر چرخاندند و هر کس و ناکسی آن ها را دید و کسی از

آن ها حمایت نکرد.

   چه انتظاری می توان از کسی داشت که می خواست چگر

پاکان را بخورد و وقتی که نتوانست آن را از دهان

بیرون انداخت،آن کسی که گوشتش از خون شهیدان روییده

شده و با چشم کینه و دشمنی و اهانت به اهل بیت نگاه

می کند؟! مگر او می تواند دشمنی اش را ظاهر نکند؟!

  و بعد از این همه جنایات بدون آنکه بفهمی چه کرده

ای،می گویی: ای کاش درگذشتگانم مرا در این حال می

دیدند،و با خوشحالی به ما می گفتند: دست تو درد نکند

ای یزید!

   تو با بی حرمتی تمام به دندان های اباعبدالله آقای

جوانان بهشت می زنی،پس چگونه این چنین نخوانی؟

   خون اولاد پیامبر(ص) و ستارگان زمین از خاندان

عبدالمطلب را می ریزی و به گمان باطل خود اجدادت را

صدا می زنی،تو به زودی به آنان ملحق خواهی شد وآرزو

می کنی که ای کاش دستانم فلج بود و زبانم لال می شد و

این حرف ها را نمی زدم و این جنایت را انجام نمی دادم.

   خدایا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و انتقام ما را

از ستمگران بکش و بر کسانی که خون های ما و یاران ما

را ریختند،غضب کن.

   به خدا قسم! تو با این جنایت،پوست خود را جدا و

گوشتت را بریدی و قطعاً با گناهی که بر اثر ریختن خون

اولاد رسول(ص) و از بین بردن حرمت خداوند و نزدیکانش،

به گردن داری،با پیامبر رو به رو خواهی شد؛زمانی که

خداوند مخلوقاتش را جمع کند و همگان را احضار می نماید،

حق این خاندان را از تو خواهد گرفت و « گمان نکنید

آنان که در راه خدا کشته شده اند،مرده اند،بلکه زنده

اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند(3)

   همین کافی است که خداوند در آن روز،حاکم و محمد(ص)

دشمن تو جبرئیل حمایت کننده ی پیامبر(ص) باشد و به زودی

آنان که تو را گمراه کردند و بر این جایگاه قرار

دادند و بر مسلمین حاکم نمودند،می فهمند که برای

ظالمین چه عوض بدی در راه است و کدام یک جایگاهش پر

عذاب و سپاهش ضعیف تر است.

   اگر چه من به خاطر چرخش روزگار،با تو هم سخن شده

ام،بدان که ارزش تو ناچیز و سرزنش تو بسیار زیاد و

مورد توبیخ بسیاری.اشک چشم فرصت نمی دهد و سینه ام در

حال سوختن است.

   جای بسی شگفتی است که نجیب زادگان حزب خدا توسط

حزب شیطان که بردگانی آزاد شده هستند به قتل می

رسند. این دست ها به خون ما آغشته و دهان ها از گوشت

ما پر شده و این بدن های پاک و پاکیزه به وسیله ی

گرگ های درنده و کفتار ها به خون کشیده شدند.

   و اگر اسارت ما را برای خود غنیمت می دانی،به

زودی می فهمی که ما به زیان تو بوده ایم و آن در

زمانی است که « چیزی غیر آنچه را فرستاده ای نخواهی

دید و خداوند هرگز بر بندگان خود ستم نمی کند(4)

   به خدا شکایت کرده و بر او توکل می کنم،تو همه ی

فریب،تلاش و کوشش خود را به کار گیر.به خدا قسم! تو

نمی توانی نام ما را از یاد ببری و نور وحی ما را

نابود کنی و از بین رفتن ما را نخواهی دید و هرگز نمی

توانی این ننگی را که به وجود آورده ای از بین

ببری.آیا نمی بینی که به مقصودت نرسیده ای و روزگارت

رو به افول و گروهت از هم پاشیده می شود. روزی خواهد

آمد که منادی فریاد بر آورد:« آگاه باشید که لعنت

خداوند بر ظالمین است(5)

   پس حمد و سپاس مخصوص خدایی است،که ابتدای زندگی ما

را به سعادت و مغفرت آغاز؛و پایان آن را به شهادت و

رحمت ختم نمود،از خدا می خواهم که ثواب شهیدان را هر

چه کامل تر عطا فرماید و موحبات زیادت آن را فراهم

آورد و ما را جانشینان نیکی برای آن ها قرار دهد؛که

او بسیار مهربان و با محبت است،خدا ما را کفایت می

کند و خوب وکیلی است.

منبع..http://besoyezohoor.mihanblog.com/