بسم الله الرحمن الرحیم

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَّلاةُ والسَّلامُ علی خَیرخَلقهِ مُحَمَّدوَ آلِهِ الطّاهِرین وَ لَعنَة الله عَلی اَعدائِهِم اَجمَعِین اِلی یَوم الّدین.

دلایل حقانیت امامت حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام

به صورت خلاصه و فشرده:

 

توجه(تمامی مطالب این بخش به نقل از کتابهای خصائص نوشته نسائی، مناقب خوارزمی،فرازهایی ازتاریخ پیامبر اسلام تألیف آیت الله جعفرسبحانی،علی(ع) درکتب اهل تسنن تألیف مرحوم آیت الله سید محمدباقر موسوی همدانی،به سوی محبوب،اصول اعتقادات تالیف حاج شیخ اصغرقائمی،فضائل حیدری (گردآورنده این کتاب:منصوری)،می باشد وهمچنین ازیکی ازآثارآقای علی اصغر رضوانی(رجوع شود به اثرآقای علی اصغررضوانی درباره غدیرشناسی وپاسخ به شبهات)استفاده شده است وفقط کلماتی مانند:(بطورخلاصه) -وحضرت،امام،علیه اسلام،صلی الله علیه وآله وسلم ،حیدرکرار واز این قبیل در بعضی جاها جهت احترام ومطالبی که درعلامت<>است جهت فهم بهتر آن مطلب توسط بنده (مدیروبلاگ)اضافه شده است.و همچنین در قسمت پایانی که معرفی بعضی از بزرگان اهل سنت آمده برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد. 

 

 

 

 

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم:

(خلق الله من نور وجه علی بن ابی طالب(علیه السلام) سبعین الف ملک یستغفرون له و لمحبیه الی یوم القیامه)

رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:

خداوندتبارک وتعالی از نورچهره ی علی بن ابی طالب هفتادهزار فرشته آفریده است که تا روز قیامت برای او و دوستان و محبینش طلب آمرزش می کنند.

منابع:مناقب خوارزمی ص71،مقتل الحسین خوارزمی ج1ص29،

ارشادالقلوب ج2ص234، بحارالانوارج39ص275و..دلیل

دلیل عقلی بر امامت و ولایت امام علی علیه السلام:

1.حضرت امیرالمومنین علیه السلام دارای جمیع کمالات نفسانی و فضائل انسانی همچون:علم،تقوا،یقین،صبر،زهد،شجاعت،عصمت و سایر اخلاق حمیده بوده و بدون تردید(حتی به اعتراف دشمن) در همه ی کمالات از دیگران افضل و بالاتر بوده و این فضائل در کتب شیعه و سنی فراوان ذکرشده است.

2.از دیدگاه عقل ترجیح مرجوح بر راجح نارواست و هرگاه کسی که فضائل یادشده را ندارد بخواهد پیشوای کسی شود که دارای این فضائل است،ترجیح مرجوح بر راجح می شود.

نتیجه:حضرت مولی الموحدین،حیدرکرار،امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه اسلام، بی تردید امام و جانشین بحق پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است، زیرا افضل امّت بعد از آن بزرگوار بودند.

عصمت و آیه تطهیر:

(اِنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً)احزاب/33

(همانا خداوند اراده کرده است تا ناپاکی و آلودگی را از شما اهل بیت برطرف کرده وشما را پاک وطاهرگرداند)

اهل بیت درآیه تطهیر چه کسانی می باشند؟

طبق احادیث متواتر و بیشماری که از طریق شیعه و سنی وارد شده است آیه ی تطهیر درباره ی پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله وسلمو اهل بیت او نازل شده است.این احادیث در کتب معتبر اهل تسنن از قبیل:صحیح مسلم،مسنداحمد،مناقب خوارزمی،سنن ترمذی،درالمنثور،مستدرک الحاکم وموجوداست و در کتب شیعه که فراوان میباشد(کاربرمحترم این قسمت به نقل از کتاب اصول اعتقاداتِ،آقای شیخ اصغر قائمی می باشد)

انس بن مالک می گوید:رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تا مدت6ماه هنگام نماز به خانه حضرت زهرا علیه السلام می رسید ومی فرمود:

اهل بیت برای نماز برخیزید،انما یریدالله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا.(جامع الاصول ج1ص110)

امام حسن علیه السلام ضمن خطبه ای فرمود:ما اهل بیتی هستیم که خدا درباره ی آنها فرمود:انما یریدالله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا.(ینابیع المودة ص 126)

سوال:بعضی گفته اند آیه تطهیر درباره ی زنان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل شده زیرا آیات قبل و بعد از آن همه درباره ی زنهای پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم است یا لااقل زنهای حضرت هم مشمول آن می شوندو بنابراین دلیل عصمت نیست.زیرا کسی زنان پیامبر را معصوم نمی داند!!!

جواب:علامه سید عبدالحسین شرف الدین ره به چند وجه جواب داده اند:

1.این احتمال اجتهاد در مقابل نصّ است.زیرا روایات زیادی به حد تواتر رسیده ودر شأن نزول آیه آمده می گوید که درباره ی رسول الله،حضرت فاطمه،علی،حسن و حسین علیهم اسلام می باشد.

2.اگر درباره ی زنان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بود باید به صورت خطاب مونث آمده باشد نه مذکر یعنی باید چنین می آمد:انما یریدالله لیذهب عنکن الرجس اهل البیت و یطهرکن تطهیرا.

3.آیا تطهیر بین آیه های قبل و بعد جمله ی معترضه است و این بین عربهای فصیح مرسوم است ودر قرآن هم آمده:فلما رای قمیصه قد من دبر قال انّه من کیدکن انّ کیدکن عظیم یوسف اعرض عن هذا و استغفری لذنبک انّک کنت من الخاطئین.سوره یوسف/29که جمله

(یوسف اعرض عن هذا)خطاب به یوسف و معترضه است و قبل و بعدش خطاب به زلیخا می باشد.

آیه تطهیر وعصمت وامامت حضرت علی علیه السلامو یازده فرزندگرامیشان:

حضرت علی علیه اسلام می فرمایند:من در خانه ام السلمه در خدمت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بودم که آیه ی:انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، نازل شد،به من فرمودند این آیه درباره ی تو و فرزندانت حسن و حسین و امامانی که از نسل تو به وجود می آیند نازل شده.گفتم یارسول الله بعد از شما چند نفر به امامت می رسند؟فرمودند:بعد ازمن تو امام می شوی،بعد ازتو حسن وبعدحسین وبعد از حسین فرزندش علی وبعد ازعلی فرزندش محمد وبعدازمحمد فرزندش جعفر وبعد از جعفر فرزندش موسی وبعد از موسی فرزندش علی وبعد از علی فرزتدش محمد وبعداز محمد فرزندش علی و بعد از علی فرزندش حسن و بعد از حسن فرزندش حجت به امامت می رسد.نامهای ایشان به همین ترتیب برساق عرش نوشته شده بود.از خدا پرسیدم اینها کیستند؟ فرمود:امامهای بعد از تو می باشند،پاک و معصومند ودشمنانشان ملعون هستند.(غایة المرام ص293)

بنابراین آیه ی تطهیر در شأن 14معصوم علیهم اسلام می باشدو رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در احادیث متعددی به مردم فهماندند که منصب امامت تا قیامت برای این عده ی معین باقی می ماند. زیرا آنها دارای مقام عصمت و شرایط دیگر این مقام هستند.

حدیث درباب عصمت:

حضرت مولی الموحدین،حیدرکرار،امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه اسلام فرمودند:به درستی که خدای تبارک وتعالی ما را پاک ومعصوم قرارداده و ما را شاهدان بر خلقش وحجت خودش در روی زمین قرار داده است.ما را با قرآن وقرآن را باما قرار داده،نه ما از قرآن ونه اواز ما جدا می شود(اصول کافی کتاب الحجة)

 

آیه ولایت:

(انّما ولیّکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکات وهم راکعون)مائده/55

(ولی و رهبر شما تنها خداست وپیامبرش و آنها که ایمان آورده و نماز برپا می دارند و درحال رکوع زکات می پردازند)

خداوندمتعال در این آیه با توجه به کلمه ی انما که برای انحصار است ولی و سرپرست مسلمانان را درسه مورد خلاصه می کند (خدا، پیامبر،کسانی که ایمان آورده ونماز بپا داشته ودرحال رکوع زکات می پردازند)

شیعه در این مورد اتفاق نظر دارد و از اهل سنت:فخررازی در تفسیرکبیر و زمخشری درکشاف ،خوارزمی در مناقب،نیشابوری و بیهقی وبیضاوی و نظیری و کلبی در تفسیرشان وتاجایی که تفتازانی وقوشچی ادعای اتفاق مفسرین را کرده اند(درغایة المرام 24حدیث دراین باره از اهل سنت نقل شده برای اطلاع بیشتر به جلد دوم الغدیر وکتاب المراجعات مراجعه شود)

این مسئله به قدری شایع و معروف بوده و هست که حسان بن ثابت( شاعرمعروف عصر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) مضموم جریان را در اشعار خود سروده وخطاب به امام علی علیه السلام می گوید:

 

فانت الذی اعطیت اذکنت راکعاً      زکاتاًفدتک النفس یاخیرراکع

فانزل فیک الله خیر ولایة      و بینها فی محکمات الشرایع

(یاعلی تو بودی که در حال رکوع زکات بخشیدی جان فدای تو ای بهترین رکوع کنندگان و خداوند بهترین ولایت را درباره ی تو نازل کرده و در قرآن بیان نموده).

بنابراین:حضرت امیرالمومنین علیعلیه السلام ولایت کلیه بر جمیع طبقات مومنین دارد وبه حکم عقل چنین کسی نمی شود تابع ابوبکر و عمر و عثمان باشد بلکه اگر آنها جزء مومنین بودند باید تحت امر حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام می بودند.

اشکال:بعضی از متعصبان اهل سنت ایراد کرده اند که امام علی علیه السلام با آن توجه خاصی که درحال نماز داشت وحتی تیر را از پایش درآوردند و متوجه نشد، چگونه ممکن است صدای سائلی را شنیده و به او توجه پیدا کند؟

جواب:امام علی علیه السلام در حال نماز کاملاً متوجه خداست و از خودش و امور مادی که با روح عبادت سازگار نیست برکنار بوده است ولی شنیدن صدای فقیر و کمک کردن به او توجه به خویشتن نیست بلکه عین توجه به خداست و به تعبیر دیگر کار حضرت، عبادت در ضمن عبات است.بعلاوه غرق شدن در توجه به خداوندتبارک و تعالی ،این نیست که اختیار خود را از دست بدهد و یا بی احساس شود بلکه با اراده ی خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست برمی گیرد، اینجا نماز عبادت است و زکات هم عبادات است و هر دو در مسیر رضای خداوند است. بنابراین توجه حضرت علی علیه السلام صرفاً برای خدا بوده ودلیلش نزول آیه می باشد که به تواتر ثابت است.

آیه اطاعت از اولی الامر:(نساء/59)

( یا ایّها الذّین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامرمنکم)

(ای کسانی که ایمان آوردید خدا و رسول او وصاحبان امر خودتان را اطاعت کنید)

در این آیه اطاعت از صاحبان امر بدون هیچ قید و شرطی در کنار اطاعت خداوند سبحان و رسولش قرار گرفته و واجب شمرده است.

جماعت شیعه اتفاق نظر دارند که منظور از اولی الامر امامان معصوم علیهم السلام می باشند و از اهل تسنن هم روایاتی نقل شده که منظور امامان معصومند(سلیمان قندوزی در کتاب ینابیع المودة،ابوحیان اندلس مغربی(مفسر مشهور)در تفسیر بحرالمحیط و ابوبکرمومنی شیرازی در رساله اعتقادی خویش،نمونه ای از این روایات را ذکر کرده اند)و در تفاسیر شیعه هم ذیل آیه شریفه به تفسیرهای برهان،نورالثقلین وکتب متعدد دیگر می توان مراجعه کرد.

از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:وصیت کرد رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم)(برای امامت)به علی و حسن و حسین(علیهم السلام) سپس اشاره به قول خداوند عزوجل:یا ایها الذین آمنوا....کرده و فرمودند:امامان از فرزندان علی و فاطمه هستند تا قیامت برپا شود.(تفسیرنورالثقلینج1ص505و دلائل الامامة ص231)

بنابراین آیه اطاعت از اولی الامر ازچند جهت برامامت امام علی علیه السلام و یازده فرزندگرامیشان دلالت می کند.

1.اطاعت از اولو الامر مقرون به اطاعت خدا ورسول خدا می باشد و چون اطاعت به طور مطلق واجب است باید آنها را بشناسیم.

2.همانگونه که خداوند متعال اطاعت از رسول را واجب کرده و شخص رسول را معیّن کرده است، وقتی به اطاعت از اولی الامر ، امر می کند باید آنها را معین کند وگرنه تکلیف ما لایطاق می شود (یعنی اطاعت از شخصی که نمی شناسیم ممکن نیست).

3.روایات متعدد شأن نزول آیه(اولی الامر)راحضرت علی علیه السلام ویازده فرزند گرامیشان معیّن کرده است.

آیه انذار و حدیث یوم الدار و امامت امام علی علیه السلام:

حدیت یوم الدار:پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم سال سوم بعثت مأمور شد که دعوت خود را در مورد اسلام،علنی سازد و خداوند درسوره شعرا/214می فرمایند:(و انذر عشیرتک الاقربین)یعنی: بستگان نزدیک خودت را انذار کن.

(به طور خلاصه)به دنبال این مأموریت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بستگانش را به خانه ی حضرت ابوطالب دعوت کرد و بعد از صرف غذا چنین فرمودند:ای فرزندان عبدالمطلب به خدا قسم هیچ کس را در عرب نمی شناسم که برای قومش چیزی بهتر از آنچه من آورده ام،آورده باشد. من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام و خداوند به من دستور داده که شما را به توحید و یگانگی وی و رسالت خود دعوت کنم،کدام یک از شما مرا یاری خواهد کرد تا برادر و وصی و جانشین من باشد.هیچ کس تمایلی به این امر نشان نداد مگر حضرت علی(علیه السلام)که برخاست و عرض کرد یا رسول الله من در این راه یار ویاور تو هستم،تا سه مرتبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم این جمله ی خود را تکرار کرد و کسی جز حضرت علی علیه السلام پاسخ نداد.در این موقع پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دست برگردن حضرت علی علیه السلام گذاشت و فرمود:انّ هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعواله و اطیعوه یعنی: به درستی که این علی برادر و وصی و جانشین من در میان شماست، سخن او را بشنوید و فرمانش را اطاعت کنید.

این حدیث را بسیاری از دانشمندان اهل سنت مانند:ابن ابی حریر، طبری،بیهقی،ثعلبی،ابن اثیر ودیگران نقل کرده اند.برای آگاهی بیشتر به کتاب المراجعات ص130به بعد و احقاق الحق4ص62 به بعدمراجعه شود.این حدیث به صراحت ولایت آقا امیرالمومنین حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام را ثابت می کند.

آیه تبلیغ و امامت امام علی علیه السلام(مائده/67):

(یا ایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس انّ الله لایهدی القوم الکافرین)

(ای پیغمبر آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر این کار را نکنی رسالت خدا را انجام نداده ای و خداوند تو از مردم حفظ می کند و خداوند کافران را هدایت نمی کند)

لحن آیه سخن از مأموریتی سنگین است که با ترک آن رسالت ناقص است و حتماً مربوط به توحید و مبارزه و غیر آن نبوده زیرا تا زمان نزول آیه،این مسائل کاملاً حل شده بود و با توجه به اینکه آیه در سال آخر عمر شریف پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده بدون تردید مربوط به مسأله امامت و جانشینی پیامبر می باشد و حتی گروه عظیمی از دانشمندان اهل سنت(ازمورخان و مفسران) اعتراف کرده اند که آیه مذکور درباره ی امامت حضرت علی علیه السلام و داستان روز غدیر نازل شده است.

مرحوم علامه امینی ره درکتاب شریف الغدیر حدیث غدیر را از 110نفر از صحابه و360دانشمند و کتاب معروف اسلامی نقل کرده اند و هیچ کس در صدور حدیث تردید نکرده است . بگونه ای که اگر جز این آیه ی تبلیغ و حدیث غدیر هیچ آیه و حدیث دیگری هم نبود برای اثبات خلافت بلافصل حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام کافی بود.

حدیث شریف غدیر و امامت حضرت علی علیه السلام:

(به طور خلاصه)پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در سال دهم هجرت به مکه عزیمت نمود تا فریضه ی حج بگذارند.این آخرین حج حضرت بود لذا در تاریخ به آن حجة الوداع می گویند.همراهان حضرت در این سفر تا حدود 120هزارنفر نقل کرده اند هنگام بازگشت به مدینه روز هجدهم ذیحجه در غدیرخم(محلی بین مکه و مدینه)حضرت جبرئیل نازل شد و این آیه را از جانب خداوند سبحان آورد:(یا ایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلغّت رسالته و الله یعصمک من الناس انّ الله لایهدی القوم الکافرین)مائده/67

پیش از آنکه مسلمانان متفرق شوند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دستور توقف دادند،آنها که گذشته بودند به بازگشت دعوت شدند و آنها که عقب بودند رسیدند،هوا بسیار داغ و سوزان بود،مسلمانها نماز ظهر را با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اداء کردند.بعد از نماز حضرت خطبه ای خواندند و در ضمن آن فرمودند:من به زودی دعوت خدا را اجابت کرده و از میان شما می روم سپس فرمود ای مردم آیا صدای مرا می شنوید؟گفتند:آری،حضرت فرمودند:یا ایها الناس من اولی الناس بالمومنین من انفسهم(ای مردم چه کسی به مومنین از خودشان سزاوارتر است؟)گفتند:خدا و پیامبر داناترند. حضرت فرمودند:خدا ولی و رهبر من است و من مولی و رهبر مومنانم و نسبت به مومنان از خودشان سزاوارترم.سپس حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم دست حضرت علی علیه السلام را بلند کرد و افزود:من کنت مولاه فعلی مولاه(هرکس من مولا و رهبر او هستم علی مولا و رهبر اوست)این سخن را سه بار تکرار کرد سپس سر به جانب آسمان بلند کرد و فرمود:(اَللّهُمَّ والِ مَن والاه و عادِ مَن عاداهُ وَ اُحِبُّ مَن اُحِبَّهُ وَ اُبغِضُ مَن اَبغَضَهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَهُ وَاَدِرِالحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ:خداوندا!کسانی که علی را دوست دارند،آنان را دوست بدار؛وکسانی که او را دشمن بدارند دشمن بدار.خدایا!یاران علی را یاری کن،دشمنان علی را خوار و ذلیل نما،و او را محور حق قرار بده.(دعای بالا در کتاب اصول اعتقادات آقای قائمی به این صورت است اللهم وال من والاه وعادمن عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله){{از قسمت دعا اللهم وال من...واین قسمت که در علامت{}می باشد از کتاب فرازهایی ازتاریخ پیامبراسلام نوشته آیت الله جعفرسبحانی می باشد:ابوریحان بیرونی در کتاب الآثارالباقیه ، عید غدیر را ازعیدهایی شمرده که همه مسلمانان، برپا می داشتند و جشن

می گرفتند.نه تنها ابن خلکان و ابوریحان بیرونی،این روز را عید می نامند،بلکه ثعالبی نیز،این شب را از شبهای معروف در میان امت اسلامی شمرده استثمارالقلوب/511

ریشه ی این عید اسلامی به خود روز غدیر باز می گردد.زیرا در آن روز پیامبربه مهاجروانصار،بلکه به همسران خود دستور داد که بر علی وارد شوند و به او در مورد چنین فضیلتی بزرگ تبریک بگویند.

زید بن ارقم می گوید:از مهاجر،ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر،نخستین کسانی بودند که با علی دست بیعت دادند و مراسم تبریک و بیعت تا مغرب ادامه داشت.}}

و بعد حضرت فرمود همه ی حاضران این خبر را به غائبان برسانند.هنوز صفوف جمعیت از هم متفرق نشده بود که حضرت جبرئیل این آیه را برای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آورد:(الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا) مائده/3.

یعنی(امروز دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد).

دراین هنگام رسوال الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:الله اکبر الله الکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضی الرب برسالتی و الولایة لعلی من بعدی؛خدابزرگ است،خدا بزرگ است برکامل نمودن دین و تمام کردن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی بعد از من.

در این هنگام شور و غوغایی در میان مردم افتاد و همگان به حضرت امام علی علیه السلام این مقام را تبریک گفتند.

حتی عمر در حضور مردم به حضرت علی علیه السلام گفت: بخ بخ لک یابن ابی طالب اصبحت و امسیت مولای و مولا کل مومن ومومنة،یعنی:آفرین و تبریک برتوباد یا علی پسر ابی طالب که صبح و عصر کردی درحالی که مولای من و هر مومن و مومنه ای هستی.این حدیث با عبارات مختلف گاهی مفصل و گاهی فشرده از طریق گروه کثیری از دانشمندان اسلام نقل شده است.بطوری که احدی در صدور آن تردید نکرده است.مرحوم بحرانی در کتاب غایة المرام این حدیث را با89سند از اهل سنت و43 سند از شیعه نقل کرده و بهترین کتابی که دراین مورد نوشته شده کتاب شریف و ارزشمند الغدیر تألیف علامه امینی ره است.

{مطالب دیگر از کتاب فرازهایی ازتاریخ پیامبراسلام نوشته آیت الله جعفر سبحانی:در اهمیت این رویداد تاریخی،همین اندازه کافی است که این واقعه ی تاریخی را110صحابی نقل کرده اند.البته این جمله نه به آن معنی است که از آن گروه زیاد تنها همین افراد،این حادثه را نقل کرده اند؛بلکه تنها در کتابهای دانشمندان اهل تسنن، نام صد و ده تن به چشم می خورد.درست است که پیامبر سخنان خود را در جامعه ی صدهزار نفری القاء نمود،ولی گروه زیادی از آنان از نقاط دوردست حجاز بودند که از آنان حدیثی نقل نشده است،و گروهی از آنها این واقعه را نقل کرده اند،ولی تاریخ موفق به درج آنان نگردیده است و اگر هم درج کرده است، به دست ما نرسیده است.در قرون دوم اسلامی که عصر تابعان است،89تن از آنان به نقل این حدیث پرداخته اند.

راویان حدیث غدیر،در قرنهای بعدی همگی علماء و دانشمندان اهل تسنن می باشند.360تناز آنها این حدیث را در کتابهای خود گردآورده و گروه زیادی به صحت و استواری آنها اعتراض نموده اند.

در قرن سوم 92دانشمند،در قرن چهارم43،در قرن پنجم24،در قرن ششم20،در قرن هفتم 21، در قرن هشتم18،در قرن نهم16،در قرن دهم14،در قرن یازدهم12،در قرن دوازدهم13، در قرن سیزدهم12 و در قرن چهاردهم 20دانشمند،این حدیث را نقل کرده اند.

گروهی تنها به نقل این حدیث اکتفا نکرده،بلکه پیرامون اسناد و مفاد آن مستقلاً کتاب هائی نوشته اند.

مورخ بزرگ اسلامی،طبری،کتابی به نام(الولایه فی طرق حدیث الغدیر)نوشته و این حدیث را از هفتادوپنج طریق از پیامبر نقل کرده است.

ابن عقده کوفی،در رساله ی(ولایت)،این حدیث را از 105 تَن نقل کرده است.

ابوبکر محمد بن عمر بغدادی،معروف به جمعانی،این حدیث را از 25طریق نقل نموده است.

از بزرگان حدیث:

احمد بن حنبل شیبانی به 40 سند نقل کرده است.

ابن حجر عسقلانی به 25 سند نقل کرده است.

جزری شافعی به 80 سند نقل کرده است.

ابوسعید سجستانی به 120 سند نقل کرده است.

امیرمحمد یمنی به 40 سند نقل کرده است.

نسائی به250 سند نقل کرده است.

ابوالعلاء همدانی به100 سند نقل کرده است.

ابوالعرفان حبان به 30 سند نقل کرده است.

تعداد کسانی که مستقلاً پیرامون خصوصیات این واقعه ی تاریخی کتاب نوشته اند،26 نفر می باشد و شاید کسانی باشند که پیرامون این رویداد رساله و کتاب نوشته اند که تاریخ نام آنها را ضبط نکرده است.(مجموع این آمارها از کتاب الغدیر،جلد اول، گرفته شده است).

دانشمندان شیعه، پیرامون این واقعیت تاریخی، کتابهای ارزنده ای نوشته اند.جامع ترین آنها کتاب تاریخی(الغدیر)است که به خامه ی توانای نویسنده ی نامی اسلامی، علاّمه ی مجاهد مرحوم آیة الله امینی نگارش یافته است.در نگارش این بخش از این کتاب استفاده ی فراوانی به عمل آمد}( فرازهایی از تاریخ پیامبراسلام/ص515تا517)

اشکال و جواب در معنای کلمه ی مولی:

جمعی از کسانی که دیدند سند حدیث غدیر هیچ قابل انکار نیست در معنای کلمه(مولی)تردید کرده وگفتند به معنای دوست است.

جواب:به دلایل زیر کلمه ی مولی فقط می تواند به معنای ولایت و رهبری باشد و نمی تواند به معنای دوست باشد:

1.آیه تبلیغ که قبل از معرفی حضرت علی علیه السلام نازل شد خطاب به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:اگر وظیفه ات را انجام ندهی رسالت ناقص است،آیا اگر پیامبر اعلام دوستی نمی کرد رسالت ناقص می ماند؟بعلاوه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم بارها محبت و دوستی شدیدش را نسبت به حضرت علی علیه السلام بیان فرموده و این مطلب ناگفته و جدید نبود.

2.آیا معقول است پیامبری که به فرمایش قرآن کریم(ما ینطق عن الهوی)سوره نجم /است در آن بیابان سوزان و گرمای شدید هزاران نفر را معطل کند و بگوید:مردم هرکس من دوست او هستم علی هم دوست اوست؟!

۳.آیه ای که بعد از معرفی نازل شد(الیوم اکملت...)مائده/3 امروز دین را بر شما کامل کردم ونعمتم را تمام کردم و اسلام را برای شما پذیرفتم.و آیه دیگر:(الیوم یئس...)امروز کفار مأیوس شدند،آیا همه ی اینها به خاطر این بود که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حضرت علی علیه السلام را به دوستی خود معرفی کرده است؟!

4.خود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قبل از معرفی حضرت علی علیه السلام فرمود:من اولی الناس بالمومنین من انفسهم و سپس جمله ی من کنت مولاه فعلی مولاه را فرمود.پس همانطور که جمله ی قبل در ولایت است جمله ی بعد هم باید چنین باشد تا ارتباط دو جمله حفظ شود.

5.در آیه ی قبل از معرفی آمده(والله یعصمک من الناس)آیا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از اعلام دوستی نسبت به حضرت علی علیه السلام دلهره داشت که خداوند متعال فرمود:خدا تو را از دشمنان حفظ می کند .یا مسئله مهم امامت و جانشینی بوده است؟!

6.پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و امامان معصوم روز غدیر را بزرگترین عید رسمی مسلمانان اعلام کرده اند تا هرسال این خاطره تجدید شود.آیا اعلام دوستی باعث شد این روز از بزرگترین اعیاد اسلامی شود؟!

7.اشعاری که شاعران و ادیبان از آن زمان تا الآن درباره ی غدیر سروده اند همه ی آنها خطبه ی غدیر را مربوط به ولایت و امامت دانسته اند و جانشینی حضرت علی علیه السلام را بیان کرده اند.این اشعار رامرحوم علامه امینی ره در جلد اول الغدیر آورده است.

مانند:

حسان بن ثابت الحاضرمشهدالغدیر وقد استاذن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم أن ینظم الحدیث فی ابیات منها قوله:

فقال له:قم یا علیُّ فإنّنی رضیتک من بعدی إماماً و هادیا

وهمچنین او خطاب به امام علی علیه السلام در اشعار خود می گوید:

فانت الذی اعطیت اذ کنت راکعاً    زکاتاً فدتک النفس یا خیر راکع

فانزل فیک الله خیر ولایة      و بیّنها فی محکمات الشرایع

و.... .

برتری امام علی علیه السلام بردیگر صحابه:

1.امام علی علیه السلام محبوبترین خلق به سوی خداوند متعال:

ترمزی به سندش از انس بن مالک نقل کرده که فرمود:نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم پرنده ای بریان شده قرار داشت،پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم عرض کرد:بارخدایا!محبوب ترین خلقت را به سوی من بفرست تا با من از این پرده میل نماید،در این هنگام علی آمد و با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم تناول نمود.(صحیح ترمزی ج5ص595)

استاد احمد حسن باقوری می نویسد:اگر کسی از تو سوال کند که به چه دلیل مردم علی را دوست می دارند؟برتوست که در جواب او بگویی:بدان جهت که خداوند علی علیه السلام را دوست می دارد

(علی امام الائمه ص107)

2.امام علی علیه السلام اولین مومن:

-ابن ابی الحدید می نویسد:چه بگویم در حق کسی که از دیگران به هدایت پیشی گرفت،به خدا ایمان آورد و او را عبادت نمود، در حالی که تمام مردم سنگ را می پرستیدند... .(شرح ابن ابی الحدید ج3ص260)

-پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم در مورد علی علیه السلام به حضرت زهرا علیه السلام فرمود:همانا او اولین شخصی است از اصحابم که به من ایمان آورد.(مسنداحمدج5)

 

3.امام علی علیه السلام زاهدترین مردم:

استاد عباس محمود عقّاد می نویسد:(درمیان خلفا،در لذت بردن از دنیا،زاهدتر از علی علیه السلام نبوده است...)(عبقریة الامام علی ص29)

4.علی و پیامبر از یک نور:

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:من و علی بن ابی طالب چهارهزار سال قبل از آنکه حضرت آدم خلق شود،نزد خداوند نور واحدی بودیم،هنگامی که خداوند آدم را خلق کرد،آن نور دو قسمت شد:جزئی از آن ، من هستم و جزءدیگرش علی است.

(تذکرة الخواص ص46)

5.امام علی علیه السلام برادر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم:

حاکم نیشابوری از عبدالله بن عمر روایت کرده است:پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بین اصحاب خود عقد اخوت بست.ابوبکر را برادر عمر، طلحه را برادر زبیر وعثمان را برادر عبدالله بن عوف قرار داد. علی علیه السلام عرض کرد:ای رسول خدا! بین اصحابت عقد اخوت بستی، پس برادر من کیست؟پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:تو در دنیا و آخرت برادر منی.(المستدرک علی الصحیحین ج3ص14 و...)

استاد عبدالکریم خطیب مصری می نویسد:(این اخوت و برادری را که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم تنها به علی علیه السلام مرحمت نمود بی جهت نبود،بلکه به امر خداوند وبه جهت فضل او بوده است.(علی بن ابی طالب علیه السلام بقیة النبوة و خاتم الخلافة ص110)

استاد خالد محمد خالد مصری می نویسد:(چه می گویید در حق شخصی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم او را از بین اصحابش انتخاب نمود تا آن که در روز عقد اخوت او را برادر خود برگزید. چه بسیار ابعاد و اعماق ایمان آن حضرت گسترده بود،که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم او را بر سایر صحابه مقدم داشته و به عنوان برادر برگزیده است.

6.امام علی علیه السلام مولود کعبه:

حاکم نیشابوری می نویسد:(اخبار متواتره دلالت دارد بر این که فاطمه ی بنت اسد،امیرالمومنین علی بن ابی طالب-کرم الله وجهه- را داخل کعبه به دنیا آورد.(المستدرک علی الصحیحین ج3 ص550 ح6044).

خانم دکتر سعاد ماهر محمد از نویسندگان اهل سنت می گوید:(امام علی علیه السلام بی نیازاز ترجمه و تعریف است و بس است ما را ازتعریف اینکه آن حضرت در کعبه مولود شد،و در منزل وحی تربیت یافت و تحت تربیت قرآن کریم قرار گرفت...(مشهدالام علی علیه السلام فی النجف ص6)

7.امام علی علیه السلام و آیه مباهله:

خداوند متعال می فرمایند:(فمن حاجّک فیه من بعدما جاءَک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا ونساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین)آل عمران/61

(پس هرکس با تو درباره ی عیسی به مقام مجادله برآید بعد از آنکه به احوال او آگاهی یافتی،بگو:بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که به منزله خودمان هستند بخوانیم،سپس به مباهله برخیزیم(در حق یکدیگر نفرین کنیم)تا دروغگویان(وکافران)را به لعن و عذاب خدا گرفتار کنیم)

مفسران اجماع دارند که مراد از(انفسنا)در این آیه حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام است،پس حضرت علی علیه السلام در مقامات و فضایل با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مساوی است.احمد بن حنبل در المسند نقل کرده است.(هنگامی که این آیه بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد،حضرت علی علیه السلام و(حضرات)فاطمه و حسن وحسین (علیهم السلام)را دعوت کرد و فرمود:بارخدایا اینان اهل بیت منند.(مسند احمدج1ص185).مسلم(صحیح مسلم ج7ص120) وترمزی(سنن ترمزی ج5ص596) حاکم(المستدرک علی الصحیحین ج3ص150) و دیگران نیز به همین مضمون نقل کرده اند.

8.امام علی علیه السلام داناترین صحابه:

این مطلب را می توان از جهاتی به اثبات رساند:

الف:تصریح پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم:

-حضرت فرمود:(أعلم امّتی من بعدی علی بن ابی طالب)یعنی: اعلم امّت بعد از من علی بن ابی طالب است.(مناقب خوارزمی ص40)

-ترمزی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل کرده که فرمود:(انا دارالحکمة و علی بابها)یعنی:من شهر حکمت و علی دروازه ی آن است.(صحیح ترمزی ج5ص637)

-پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:(انا مدینة العلم و علی بابها، فمن ارادالعلم فلیأت الباب)یعنی:من شهر علمم و علی درب آن است، پس هرکس طالب علم است باید از درب آن وارد شود.(المستدرک علی الصحیحین ج3ص127)

-احمدبن حنبل از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل کرده که به حضرت فاطمه علیه السلام فرمودند:(الا ترضین انّ زوجتک اقدم امّتی سلماً و اکثرهم علماً واعظمهم حلماً)یعنی:آیا راضی نمی شوی که من تو را به کسی تزویج کنم که اولین مسلمانان است و علمش از همه بیشتر و حلمش از همه عظیم تر است.(مسند احمدج5ص26 ، مجمع الزوائد ج5ص101)

ب:اعتراف صحابه به اعلمیّت امام علی علیه السلام:

-عایشه می گوید:(عمر در خطبه ای که ایراد کرد گفت:علی در قضاوت بی مانند است.(تاریخ ابن عساکرج3ص36، مسنداحمدج5ص113)

-امام حسن علیه السلام بعد از شهادت پدرش امام علی علیه السلام فرمود:(همانا روز گذشته از میان شما شخصی رفت که سابقین و لاحقین به علم او نرسیدند.(مسنداحمدج1ص328)

 -عباس محمود عقاد می نویسد:(امّا در قضاوت و فقه،مشهور آن است که حضرت علی علیه السلام در قضاوت و فقه و شریعت

پیش تاز بود وبر دیگران سابق...هرگاه بر عمربن خطاب مسأله ی دشواری پیش می آمد،می گفت:این قضیه ای است که خدا کند برای حل آن ابوالحسن به فریاد ما برسد.(عبقریة الام علی ص195)

ج:رجوع جمیع علوم به امام علی علیه السلام:

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد:(مبادی جمیع علوم به او باز می گردد.او کسی است که قواعد دین را مرتب و احکام شریعت را تبیین کرده است.او کسی است که مباحث علوم عقلی و نقلی را تقریرنموده است.(شرح ابن ابی الحدید ج1ص17)آنگاه کیفیت رجوع هریک لز علوم را به امام علی علیه السلام توضیح می دهد.